تبليغاتX
دل نوشته های من

چند سال پیش یه نفر منو با یکی آشنا کرد از خوبی هاش برام گفت از صفات خوبی که داشت از مهربونیش . علمش از ظاهرش و خیلی صفات دیگه ای که  نمیتونید حتی تصورشو کنید وقتی که این صفات و به من گفت خیلی دوشت داشتم که اونو ببینم و باهاش هم صحبت بشم ( شما که با  این و اون چت می کنید مگه دوست ندارید به یکی که هم صحبت خوبی باشد صحبت کنید پس به بقیش دقت کنید )

به من گفت نه تنها صفات خوبی داشت ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1388/04/23 ساعت 23:28 | لينک ثابت |

...اون روز خیلی خوشحال بودم، چون تونسته بودیم با بچه های تیم توی مسابقات فوتبال مدرسه قهرمان بشیم، رفتم و یه جعبه شیرینی خریدم و با سرعت رفتم خونه تا خونوادم رو خوشحال کنم. وقتی رسیدم خونه چون حمید، خیلی دوست داشت بفهمه مسابقه فوتبال رو کی می بره، یه راست رفتم توی اتاق حمید تا اول به اون خبر بدم. و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در جمعه 1386/10/14 ساعت 12:1 | لينک ثابت |

سلام به بروبچ سال 2008 حالتون خوبه. من که مزاحم وقتتون شدم می خواهم با هم دیگه در مورد یک دوست خوب صحبت کنیم اگه از شما بپرسند بهترین دوستت کیه چی جوابشون رو می دی ؟یا اگه از شما بپرسند کدام یک از دوست ها تو را خیلی دوست دارن کیو معرفی می کنی؟ ممکن است هر دو سوال یک جواب داشته باشه که هم شما اون رو دوست دارید و هم اون سما رو دوست دارد این دوست ممکن یه دختر خوب باشد یا یک پسر خوب یا این که پدرتون باشد یا هر کس دیگه ای می تونه باشه حالا یه سوال دیگه اگه یکی از این دوست هایی که معرفی کردید اگر شما به  سراغش نروید و با اون قطع رابطه کنید به نظر شما اون باز شما دوستی می کنه یا این که فراموشتون می کنه؟ ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/08/13 ساعت 10:46 | لينک ثابت |
سلام دوستان

نماز و روزه هاتون هم قبول باشه

امیدوارم حال همتون خوب باشه

ببخشید یه چند روزی نبودم . میدونم که میدونید امشب شب قدره. به همین مناسبت یه کاغذ دیواری

طراحی کردم که به نظر خودم خیلی قشنگه . امیدوارم شما هم ببینید و بپسندید.

کاغذ دیواری 3

در ضمن از این سه شب نهایت استفاده را ببرید چون دیگه معلوم نیست تا سال بعد کی زنده باشه ؟

منو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.

 

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/07/08 ساعت 16:20 | لينک ثابت |

يه روز داشتم از تو کوچه رد مي شدم . يه دفعه يه پيرزن از اون مايه دارا ديدم که يه جسم تقريباً سنگين رو داره مي بره خونشون.با خودم گفتم برم کمکش کنم يه چيز بهمون ميده .رفتم اون جسم سنگين رو ازش گرفتم برد م در خونشون وقتي رسيديم حتي ازم تشکرم نکرد.سرش رو مثل استغفرا... انداخت پايين و ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 1386/07/02 ساعت 14:19 | لينک ثابت |
سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه

این هم یه کاغذ دیواری دیگه

خدا کنه که خوشتون بیاد

 

کاغذ دیواری۲

نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 1386/07/02 ساعت 14:13 | لينک ثابت |

آره یه روز می یاد که به هم دیگه برسیم عجب روز خوبیه اگه بیا چی میشه شرمنده خیلی خودمونی حرف می زنم آخه می دونم تو اینطوری ناراحت نمیشی آره یه روز می یاد به عشقم می رسم به تو .

نبودنت برام خیلی سخته که بی تو بودن زندگی چقدر تلخ میدونم که تو هم منو دوست داری یه چیز بهت بگم ؟ ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 1386/06/29 ساعت 23:53 | لينک ثابت |
این هم به نظرم جالب اومد

البته کار خودمه

امیدوارم خوشتون بیاد.

کاغذ دیواری

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/06/25 ساعت 18:15 | لينک ثابت |

تا حالا شده يكي و ببيني و يهو دلت بلرزه و فكر كني اين همون كسيه كه يه عمره دنبالش مي گشتي ؛بعد با خودت بگي كه آره خودشِِ ،همونه ،همون كه هر وقت دلم مي گرفت ونمي تونستم درد دلم روبه كسي بگم مي گفتم ،(اوني كه نمي دونم كيه ولي خيلي با معرفته اينجا بود تا مي شستم ودرد دلم رو براش مي گفتم و سر روي شونش مي ذاشتم و هاي وهاي گريه مي كردم)0

حالا هم اينكه ديدم همونه :بعدشم با كلي ذوق و شوق ميري كه باهاش طرح رفاقت بريزي وبه قول حسن قرقي (بچه محلمون) باهاش رفيق بشي .

اما... بعد ازسه چهارتا برخورد مي بيني كه نه بابا اين اصلاً هيچيش به اون چيزي كه تو فكر ميكردي نمي خوره،اين اوني نبود كه تو ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/06/25 ساعت 15:31 | لينک ثابت |

راستی تا به الان فکر کردید که اگر شما یک عمر تلاش کنید و زحمت بکشید کل ساعات عمر خود را برای این کار فدا کنید و اگر در انتها یک کار را انجام ندهید تمام زحمت شما نابود شده؟

بابا یک عمر زحمت کشیدی تمام ساعات عمر خودتو برای این کار صرف کردی

چرا آخه؟ . . .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 23:50 | لينک ثابت |
 
business articles